تبليغاتX
مشهد تئاتر

چهارشنبه سیزدهم آبان 1388

داوود رشيدي در جمع هنرمندان تئاتر مشهد عنوان كرد:

آيا شده تاكنون استاندار خراسان خودش براي ديدن تئاتر بيايد؟

       

در صبح همان روز كه قرار بود مراسم پاياني جشنواره فرهنگي هنري امام رضا(ع) برگزار شود جمعي از هنرمندان تئاتر مشهد با داوود رشيدي از هنرمندان مطرح تئاتر و سينما كشور و داور جشنواره تئاتر رضوي در دفتر انجمن هنرهاي نمايشي استان ديداركردند و تئاتر رضوي و جشنواره‌اش را مورد بحث و گفتگوي خود قرار دادند.

در ابتدا داوود رشيدي، تئاتر را هنري والايي دانست كه نسبت به هنرهاي ديگر تاثيرات مفهومي و  محتوايي بسياري را بر مخاطب خود مي‌گذارد.

او افزود:«تئاتر به خاطر اين كه هنري زنده است و نفس به نفس تماشاگر اجرا مي‌شود بر مخاطب تاثيرات عميق‌تري مي‌گذارد و محال است چيزهايي به او نيافزايد. ولي متاسفانه مسئولان اين موضوع را نمي‌دانند و كمتر برايش اهميت قائل هستند و در نتيجه كمتر به تماشاي تئاتر مي‌نشينند. آيا شده تاكنون استاندار خراسان خودش براي ديدن تئاتر بيايد؟اگر نمايش مناسبتي باشد و دعوت‌شده باشد.اين يكي از معضلات تئاتر كشور است.»

اين هنرمند با اشاره به اين كه تئاتر به عنوان يك هنر اصيل كنار گذاشته شده است، گفت: «بايد خود هنرمندان تلاش كنند كه اهميت تئاتر به همه مردم نشان داده شود. برخورد با تئاتر به نسبت هنرهاي ديگرخيلي حقيرانه است. هنرمندان به خاطر عشقشان به صحنه با تمام مشكلات ساخته‌اند و به فعاليت‌شان ادامه مي‌دهند. هرچند هيچ كدام از راه تئاتر نتوانسته‌اند زندگي راحتي داشته باشند.»

رشيدي توصيه‌كرد:«خوشبختانه از راه‌هاي مختلف ارتباط جمعي كه وجود دارد به راحتي مي‌توان به تئاتر پيشروي جهان آشنا و از تمام اخبار تئاتر جهان با اطلاع شد.»  

محمد مهدي خاتمي، در ادامه خاطر نشان كرد:« تمام توان تئاتر ما صرف جشنواره‌ها و تئاتر موضوعي مانند جشنواره‌هاي عاشورائيان و رضوي و اين گونه مضامين مذهبي مي‌شود.»

رئيس انجمن نمايش استان، مشهد را داراي خاستگاه تئاتر رضوي دانست و گفت:« امسال بيشترين حضور را در جشنواره تئاتر رضوي داشتيم ولي بايد ببينيم آيا تئاتر رضوي مسير خودش را به درستي طي مي‌كند؟ و آيا هنرمندان ما در اين مسير درست قدم مي‌گذارند؟ هرچند معتقديم در توليد تئاتر موضوعي بستر براي اجراي عمومي  بيشتر فراهم مي‌شود.»

داوود رشيدي، برگزاري جشنواره‌ها را به ذات خوب و مفيد ارزيابي كرد و گفت:«وقتي جشن باشد مردم هم جمع مي‌شوند و براي گروه‌ها ايجاد كار و فعاليت و درآمد مي كند. ايجاد تجربه مي كند.جشنواره مانند يك گردبند و يا انگشتري است كه براي چند روزي به كسي براي ميهماني رفتن مي دهند. متاسفانه همه چيز در جشنواره‌ها تشريفات است. ولي تمام فعاليت تئاتري در اين موضوع خلاصه نمي‌شود. تئاتر واقعي آن است كه مردم برنامه‌ريزي كنند و نمايشي را انتخاب كنند بيايند و بليط بخرند كمتر مي‌بينيم.»

فرشيد تمري از نويسندگان و كارگردانان تئاتر مشهد، داشتن عشق را مهمترين عنصر ورود به عرصه‌ي تئاتر ضروري دانست و در ادامه گفت:« عشق هميشه با ما همراه‌ است اما وقتي با عنواني مانند تئاتر رضوي روبرو مي‌شويم اين عشق تشديد مي‌شود. يعني بار اعتقادي پيدا مي‌كند.»

وي‌ با اشاره مفاهيم عميق در تئاتر رضوي و مرز آن با خرافه پردازي افزود:« مي‌توان به رقابتي بودن و يا غير رقابتي بودن آن هم بيشتر فكر كرد.آيا مي‌توان آثاري كه نگاه دلي به امام رضا(ع) دارند با آثاري كه نگاه مفهومي وعميقي دارند با هم مورد قضاوت قرار داد.»

داوود رشيدي در پاسخ به اين مباحث گفت:« جشنواره‌اي كه امسال برگزار شد مي‌تواند راهي را به سوي مفاهيم نو و بكر بگشايد . خوشبختانه آثار امسال نسبت به سال‌هاي گذشته كمتر به به طور مستقيم  به سمت موضوعات حرم و زيارت رفته بودند و ما با آثار بسياري كه نگاه امروزي و نو به مقوله امام رضا(ع) داشته‌اند بيشتر شاهد بوديم.»

وي اضافه كرد:« بايستي نمايشنامه‌ها به سمت مسائل امروزي بروند. ديگر آن زمان كه هنرمند در خانه‌اش بنشيند وهيچ ارتباطي با آدم‌هاي جامعه‌اش نداشته باشد، تمام شده است.»

حسين وحدتي از ديگر هنرمندان تئاتر استان در اين نشست گفت:«همواره جريان تئاتر به سمت دين خواهي و ايمان خواهي مي‌رود و خواهد رفت و اين موضوع در درون همه آدم‌ها وجود دارد. اين موضوع نمي‌تواند يك مقوله مجزايي باشد كه تئاتر بخواهد در جشنواره‌ جداگانه‌اي منبرش باشد.»

او افزود:« فكر مي كنم آسيبي كه در تئاترهاي رضوي شايع مي‌شود اين است كه اغلب دارند نمايش مذهبي تبليغ مي‌كنند نه اين‌كه به‌دنبال پيام‌هاي مذهبي بروند.»

داوود رشيدي در تاييد اين بحث گفت:«متاسفانه در اين دوره از برگزاري جشنواره تئاتر رضوي بسياري از آثار تصميم گرفتنند براي كسب جايزه به سمت راه هايي رفتند كه نمايش خود را كاملا مذهبي نشان دهند.»

عباس جانفدا نويسنده دو نمايشنامه در جشنواره‌، جاي دبير جشنواره تئاتر رضوي را در اين نشست كه به آسيب شناسي تئاتر رضوي مي پردازد بسيار خالي دانست و گفت: « ما از اين ايشان سوال داريم كه چرا از 18 نمايش بخش مسابقه جشنواره، 13 نمايش آن از تهران هستند؟ آيا چون جشنواره در تهران برگزار مي‌شود و بايد هزينه اسكان و پذيرايي صرفه جويي شود يا دليل ديگري دارد؟ آيا اين قضيه باعث نشد كه شهرستاني‌ها كمتر ديده شوند؟ در بخش داوري هم معتقدم كه سليقه خيلي دخالت داشته است.»

داوود رشيدي سليقه داوري كردن در همه جشنواره‌ها را يك امر طبيعي عنوان كرد و در ادامه گفت:«اگر به جاي اين سه نفر، سه نفر ديگر بو يم، به‌طور حتم برندگان كسان ديگري بودند. داور پيامبر نيست، يك انسان است با تمام مختصات فكري كه يك انسان دارد. داور داراي يك گذشته، تحصيلات، دانش و سليقه است. اين‌ها با هم در داوران جمع مي‌شوند و خرد جمعي پيدا مي‌كنند و بر آن اساس قضاوت مي‌كنند و به اين معني نيست كه انتخاب آن‌ها بهترين بوده است. اين سليقه ماست، همين.»

در ادامه اين نشست رضا حسيني ، مسئول تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي مشهد گفت: «معتقدم وقتي هنرمندي پا به جشنواره‌اي مي‌گذارد بايد تمام قواعدش را قبول كند و برنده نشدن يكي از همين قواعد است.»

اين هنرمند مشهدي افزود:« معتقدم هر نمايشي در هر زمينه‌اي باشد اگر به ارتقاي فكري مخاطبش كمك نكند، نمايش موفقي نيست.»

پايان بخش اين نشست صميمي عكس دسته جمعي هنرمندان تئاتر مشهد با داوود رشيدي بود كه سعيد شكري آن را گرفت.

نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 12:0 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

آغاز جشنواره نمايش‌نامه‌خواني «گام دوم » با 12 اثر از امروز در مشهد

ششمين جشنواره نمايش‌نامه‌خواني با عنوان «گام دوم » ازبيست و سوم شهريور ماه به مدت 5 روز در تالار هنر آغاز به كار مي‌كند.

در اين جشنواره 12 اثر از شهرستان‌هاي مشهد، قوچان، چناران و تربت‌حيدريه در ساعت‌هاي 16‌،17،20و 21 اجرا مي‌شوندكه رضا كمال علوي، سعيد تشكري و محمد مهدي خاتمي آن‌ها را مورد قضاوت خواهند داد.

درروز اول اين رويداد، نمايش‌هاي «طوبي»از جواد رادمرد،«نهر فيروزآباد» ازمسعود‌ حكم‌آبادي،« من كجا خوابم برد» از جلال شهبازنژاد اجرا مي‌شوند.

در روز دوم «فقط روزهاي‌تعطيل» از زهره مرادي و «پدرانه» از مهران سليماني خوانش مي‌شود. در صبح روز دوم جشنواره، بيست و چهارم شهريورماه، كارگاه آموزشي با حضور نصرا... قادري از هنرمندان مطرح تئاتر كشور برگزار مي‌شود و در همان شب نيز براي هنرمندان به سخنراني مي‌پردازد.

نمايش‌هاي «هبليس» از حسين وحدتي و «ببخشيد ديروقت است» از مرتضي فتاحي و جلسه نقد و بررسي، از برنامه‌هاي روز سوم جشنواره به شمار مي‌آيد.

در روز چهارم علاقه‌مندان مي‌توانند خوانش نمايش‌نامه‌هاي«صبحانه، نهار وشام» از حامد معمار تهراني،«چاه» از محسن هاشمي و« خروس» از سعيد توكلي را ببينند.

در روز آخر جشنواره نيز نمايش‌هاي «نهر فيروز‌آباد» از مهدي دلدار و«جعفرخان از فرنگ برگشته» از فهيمه نوروزي اجرا خواهد شد و جلسه نقد و بررسي آن نيز برگزار خواهد شد.

هم‌چنين مراسم اختامييه اين جشنواره با حضور مديران و هنرمندان تئاتر استان شنبه، بيست و هشتم شهريورماه در تالار اجتماعات مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) برگزار مي‌شود.

نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 17:16 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه شانزدهم شهریور 1388

« هنرمندان مدير» يا«مديران هنرمند»

ميز و صندلي هم خوب است و هم بد. براي برخي كه وقتي پشت ميز مي‌نشينند، مديريت مي‌كنند و در تسهيل كار و فعاليت ديگران موثرند، خوب است و براي برخي هم كه وقتي پشت ميز مي‌نشينند، ماهيت فعاليت‌شان تغيير مي‌كنند و از خودشان بي خود مي‌شوند، بد است. نه اين‌كه آنها را بخواهيم محكوم به بي‌ظرفيتي بكنيم و يا معتقد باشيم كه جو ميز آنها را گرفته ويا مي‌گيرد. نه اصلا نقل اين مباحث نيست. منظور اين است كه برخي از هنرمندان شهرمان وقتي به عالم ميز‌نشيني روي مي‌آورند و به عبارت ديگر پا به عرصه مديريت مي‌گذارند و حتي مديريت هنري ، از ذات و جوهره و بهتر بگوييم عشق و علاقه‌ي هنري خود جدا مي‌شوند و دست از فعاليت هنري مي‌كشند. بايد ديد ريشه اين موضوع چيست؟ آيا در ذات ميز چيزي است كه با روحيه‌ي هنرمند متفاوت است و يا ذات هنرمند چيزهايي است كه دليل دوري او با هنر مي‌شود؟ آيا بستر و شرايط هنري به شكل و شيوه‌اي است كه ديگر هنرمند نمي‌تواند به غير از فعاليت‌هاي مديريتي خود به چيز ديگري فكركند؟ هنر يعني فكر وانديشه. در هر رشته‌اي باشد و گر نه هنر نيست. بنابراين چطور ممكن هم يك نفر با مختصات هنرمند هم فعاليت هنري و فكري كند و هم در بخش‌هاي مختلف مديريتي خود فكر كند و تصميم بگيرد و در هردو عرصه هم موفق باشد. تجربه نشان داده است هنرمنداني كه به ميز نشيني روي مي‌آورند و بعد از مدتي هم به آن عادت مي‌كنند، ديگر نمي‌توانند به هنر برگردند و اگر مبادرت به فعاليت هنري هم بكنند، كيفيت آثارشان در حد بالايي نخواهد بود. تفكري كه درگير و‌ دار عرصه‌ي اجرايي مي‌شود، از عنصر نوآوري و خلاقيت خارج مي‌گردد. چون تفكر در عرصه‌ي هنر با تفكر در عالم مديريت آن‌هم در مشهد و آن‌هم با موانع بسيار مديريتي و به خصوص  مالي بسيار منافات دارد.به طور حتم او هرچه فكردارد بايد بگذارد تا مبادلات مالي  و كبود امكانات هنري را در اين شهر حل كند تا بتواند با يك برنامه‌ريزي منسجمي جوابگو هنرمندان بسيار اين ديار بود و ديگر نه وقت آن را دارد و نه فكر آن كه بتواند در اين عرصه، توليد اثر ارائه نمايد. هرچند بايد اذهان داشت كه‌ هنرمندان بخاطر درك وضعيت كنوني هنر مشهد و ارتباط نزديك با مشكلات توليد آثار هنري بهتر مي‌توانند هنرمند را درك كنند اما نبايد اين مديريت مانع بروز خلاقيت‌ها و فعاليت‌هاي هنري وازهمه مهمترمطالعه و بروز كردن اطلاعات علمي او شود.

بهرحال آنچه مرز بين مديران هنري و هنرمندان مدير را مخدوش مي‌كند، شرايط حاكم بر هنر مشهد است. شرايطي كه هنرمند را كت و شلواري و رسمي بار مي‌آورد و نه آزاد و رها كه بتواند عقايد و تفكر هنري خود را عرضه نمايد. هنر نعمت الهي است كه هرچيزي از جمله دفتر و دستك و يا ميز و صندلي نبايد آن را مخدوش كند. بايد مرز مدير و مديريت با هنر و هنرمند مشخص شود. بايد بستر و شرايطش مهيا شود كه اگر هنرمند براي خدمت هنرمندان شهرش در پشت ميز مديريت نشست، از هويت و ماهيت و عشق خود دورنماند و هم بتواند مديريت كند و هم هنرمند باقي بماند. هنر هديه ذاتي خداوند است نبايد به هر دليلي آن‌را از يك هنرمند صاحب فكر و سبك گرفت.همواره ميزنشيني هنرمندان حكايت‌تلخي بوده است. حكايت از دست‌رفتن. از دست رفتن ايده‌ها و فرصت‌ها. 

نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 15:23 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هشتم شهریور 1388

هنرمند خودي، هنرمند غير خودي

به‎تازگي واژه‌هاي نامتعارفي در جامعه‌ي هنري به گوشمان مي‎رسد. واژهايي كه بي‌منطق مد مي‌شوند، جريان‌هاي هنري شهر را به هم مي‌ريزند و بدون چرايي‌هايي هم فراموش مي‌شوند ولي اثرات نامطلوبش سال‌ها برجاي مي‌ماند. واژه‌هايي مانند«خود‌ي‌ها» و«غير خودي‌ها» و يا «درجه يكي‌ها» و«درجه دومي‌ها» كه در فضاي ناآرام و مخدوش هنري به‎وجود مي‌آيند و اهداف هنري حاكم بر جامعه را به بيراهه مي‌كشانند. بايد ديد اين واژه‌ها از كجا نشات مي‌گيرند و با چه هدفي رايج مي‌شوند؟

متاسفانه اغلب اين نوع تعابير در فضاي منفعت‎طلبانه انتخابات، برگزاري جشنواره‌ها (در زمان تعيين دبير و يا اعضاي ستاد برگزاري جشنواره) و نيز تشكيل شوراهايي مانند سياستگذاري به‎وجود مي‌آيد. برخي ازهنرمندان حضور و وجود خود را فقط در اين نوع تشكل‌ها مي‌بينند و اگر كرسي در آن پيدا نكنند، جايگاهي در هنر ندارند و يا اگر نام و نشاني هم در هنرداشته باشند كم‎رنگ مي‌شوند، بنابراين دست به ائتلافاتي مي‌زنند تا به منافع خود، كه آن‎ها ازآن به عنوان منافع صنفي ياد مي‌كنند، دست يابند اما اين اعتلاف گاهي بعد از انتخابات و يا اين گونه برنامه‌ها به شكل باندهايي درمي‌آيند كه تمامي ‎تصميمات خود را بر اساس مسائل شخصي كه اغلب مادي هم هستند پي‎ريزي مي‌كنند. آنجاست كه آن‌ها هركه را با خود همراه نبينند غيرخودي فرض مي‌كنند و با رفتارهاي همه‌جانبه سعي دارند، حرف‌ خود را به كرسي بنشانند و يا رزومه‌هاي هنري خود را ارائه نمايند و خود را درجه يك عنوان كنند و رتبه‌ها و مقام هاي هنري خود را به رخ ديگران بكشانند.

شايد به جرئت بتوان گفت معمولا كساني كه تمام افتخارات گذشته و الان‌شان متعلق به سال‌هاي دور است، دست به خلق اين گونه واژ‌ه‌ها در جامعه هنري مي‌زنند. متاسفانه آن‎ها به دلايل مختلفي از جمله پرهزينه بودن توليد آثار هنري و نيز عدم انديشه نو خلاق كمتر فعاليت هنري مي‎كنند و تمام وجود هنري‌شان در حضور در شورا و يا هيئت‎مديره انجمن‌ها و كانون‌هاي هنر مربوطه خود مي‌دانند. چون نمي‎توانند با خلق اثري خود را اثبات كنند، بنابراين تمام تلاش خود را در انتخابات انجمن‌شان مي‌كنند تا به هردليلي شده وارد اين هيئت‎مديره شوند و آنجاست كه گروه‎بندي‌ها و يا من خودي‌ام و بايد باشم و تو بي‌خودي و غيرخودي هستي، شكل مي‎گيرد. اين گونه استنباط مي‎شود كه بعد از انتخابات هركسي كه غير از خود و اعتلاف خود راي آورد غير خودي است. آن‎ها هميشه بعد از شكست در انتخابات براين نظرند كه آن‎هايي كه راي آوردند، خودي به‎شمار مي‌آيند تا به خودشان اعتبار و امكانات دهند و غيرخودي‌ها هم  به‎خاطر دسيسه‎هايي كه بوده، نتوانستند راي بياورند و اكنون هم در هيئت‎مديره نماينده‎اي ندارند. بنابراين تا دوسال غيرخودي‌ها نمي‌توانند هنر خود را ارائه نمايند و يا بهتر بگوييم فعاليت كنند.

... و يا برخي ازهمين هنرمندان در مواقعي مانند در زمان اعزام هنرمند به خارج از كشور و يا به‎خصوص در زمان تخصيص بودجه، تقسيم‎بندي‌هايي را بين خود و ديگران به‎وجود مي‌آورند و خود را به خاطر سن بالاتر درجه يك مي‎نامند و يا خود را استاد مي‎دانند و غيره. متاسفانه داستان به اينجا هم ختم نمي‎شود. يعني آن‎ها علاوه بر اينكه درجه‌هاي مختلفي را به خود مي‌دهند، به تخريب دوستان هنرمندشان كه اغلب هم جوان هستند، هم مي‌پردازند. به عبارت ديگر برخي به خاطر اينكه زودتر متولد شده‌اند و يا زودتر با هنر آشنا شده‌اند، خواهان بودجه بيشترند. از نظر آن‎ها هركسي ديرتر آمده است، بايد در صف بايستد. آن‎ها بهتر مي‌دانند كه بودجه بايد براساس مباحث كارشناسي صورت گيرد نه براساس درجه هايي كه برخي به خودشان مي‌دهند. كيفيت آثار هنري بايد گواه برتري باشد نه تبليغاتي كه برخي از خود به صورت كاذب و يا با شيوه‎هاي مختلف از خود در رسانه‎ها مي‎كنند.

به‎هرحال بايد ديد كه اين‎گونه واژه‌ها و تعابير چرا به‎وجود آمده و چرا پاي اين گونه انديشه‌هاي ناسالم به رسانه‌ها كشيده شده است؟ برخي از رسانه‌ها كه بايد پشتيبان هنرمندان بي‌ادعاي شهرستاني باشند چرا به اين ناپاكي كه از منافع شخصي‎شان نشات مي‎گيرند، دامن مي‌زنند. ريشه اين ناآرامي‎چيست؟

 متاسفانه ريشه اين معضل خودخواهي و خودبيني هنرمنداني است كه نمي‎توانند ديگران را دركنار خود تحمل كنند و اين موضوع برمي‌گردد، به شيوه كار انجمن‌ها و كارآمدي و نوع كارآيي كه آن‎ها از خود نشان مي‌دهند. متاسفانه هم‎گرايي حلقه مفقوده‎اي شده است كه بايد برنامه‌ريزان هنري شهرمان براي به‎وجود آوردنش طرح و برنامه جامعي به‎وجود آورند. نبود روحيه‌ي همگرايي در فعاليت‎ها و برنامه‎هاي هنر در مشهد تاثيرات منفي به جا مي‎گذارد.

نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 13:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه سی ام مرداد 1388

تنگ‌نظري، معضل فرهنگي مشهد است

گفتگو با حسين زاهدي نامقي، نمايشنامه نويس باسابقه تئاتر مشهد

حسين زاهدي نامقي به درستي از پيران ديروز روزنامه‌نگاري و نويسندگي خراسان ديروز و امروز است. چنان‌كه خود مي‌گويد و چنان‌كه اغلب قديمي‌هاي تئاتر شهرمان مي‌دانند، نخستين تلاش‌هاي او در عرصه هنر بازمي‌گردد، به دهه‌ي پنجاه باز مي‌گردد. آن روزهايي كه ترجيح مي‌داد علاقه‌مندي‌اش به تئاتر را در قالب نوشتن نمايشنامه  وحضور در صحنه به نمايش بگذارد.

در سال‌هاي اخير، حسين زاهدي نامقي را بيشتر در كسوت روزنامه‌نگاري و نگارش متن و قصه براي گروه هاي سني مختلف ديده‌ايم.اما اين‌كه در طول اين نيم قرن چه اتفاقاتي افتاده است و آن عشق عطشناك به تئاتر چگونه سر از ادبيات كودك يا داستان‌نويسي درآورده، سئوالي است كه مبناي اصلي همين گفتگو را شكل داده است.

همان‌طور كه مي‌دانيد، دهه 50 دوران شكوفايي تئاتر مشهد به‌شمار مي‌آيد. از آنجا كه شما فعاليت پژوهشي در اين زمينه داشته‌ايد، بحث‌مان را با اين مقوله آغاز مي‌كنيم كه در دهه50 چه گروه‌هايي وارد تئاتر شدند و با چه ديدگاهي متن مي نوشتند؟

تا آنجا كه يادم مي‌آيد تا قبل ازدهه50 تئاتر مشهد، هرچند تكاپوي زيادي داشت اما تئاتري سازمان‌يافته نبود. از سال48 دكترلطفي كه اولين فارغ‌التحصيل آن زمان تئاتر بود به مشهد آمد وتئاتر را ساماني بخشيد و تشكيلاتي به وجود آورد كه گروه‌هاي چندي از دل آن بيرون آمد. گروه‌هايي با سلايق مختلف.

فكر مي‌كنم دكتر لطفي بيشتر از آن كه تئاتر را تشكيلاتي كند، آن را علمي كرد؟

تا قبل ازايشان ما آدم تحصيل‌كرده‌ تئاتري نداشتيم تا تئاتر را به معناي آكادميك آن بفهمد. آن چيزي كه در پيشكسوتان تئاترآن روز خراسان ديده مي شد آن بود كه بيشتر تئاتر را به صورت تجربي آموخته بودند. ولي استاد لطفي كه مي‌آيد يك سري مباني علمي وارد تئاتر مي‌شود. شاگرداني آموزش پيدا مي‌كنند كه بعد ازمدتي هركدام در دهه50 با سليقه‌هاي گوناگون تئاتر مشهد را پوشش مي‌دهند. اين تنوع  در شكل و محتوا هر نوع سليقه‌اي را در جايگاه مخاطب پاسخ مي‌داد.

در صحبت‌هاي شما، دو دليل مهم براي رشد تئاتر و استقبال مردم از آن هست، يكي حركت به سمت علمي‌شدن و دوم رشد از لحاظ محتوايي بود. بدون شك اين دو عامل فكر در درام‌نويسي موثر بوده است. شما در ان دوره نمايش‌نامه نويسي را شروع كرديد؟

در آن ايام من نمايش‌نامه‌نويسي را به صورت تفنن دنبال مي‌كردم. بيشتر علاقه‌مند به بازيگري بودم، ولي اگر به اين سمت و سو كشيده شدم، در حاشيه علاقه به بازيگري بود.

اولين نمايش نامه‌تان را كي نوشتيد؟

اولين نمايش‌نامه‌اي كه از من در تابستان 55 درمشهد و بجنورد روي صحنه رفت، نمايشنامه «باران در شب» بود.

... وبعد از آن؟

در سال55 از تئاتر يا به يك معنا كنار گذاشته شدم !

دلايل‌اش چه بود؟ پيگير تئاتر كه بوديد؟

دلم نمي‌خواهد آن مسائل يادآوري شود. ولي من در آن زمان چند نمايشنامه  ديگرهم نوشتم كه به استاد لطفي دادم و ايشان راهنمايي‌هايي كردند و من نوشته‌ها را اصلاح كردم وآن تشويق‌ها مرا به نوشتن نمايشنامه ترغيب كرد.

ادامه داديد؟

من بعدها، بعد از انقلاب، مدتي در حوزه هنري تهران به عنوان نمايش‌نامه‌نويس اشتغال داشتم و اولين نمايشنامه ام با عنوان « سرگذشت اصنام» در سال 65 به چاپ رسيد. آن ايام با وجودي كه تجربه‌ي نوشتن در حوزه‌هاي ديگر ادبيات را نداشتم، وقتي تئاتر را بنا به دلايلي كنار گذاشتم، شايد به خاطر خلائي كه احساس مي‌كرد به ادبيات داستاني روي ‌آوردم و به نوشتن داستان براي كودكان و نوجوانان پرداختم و تاكنون تعدادي كتاب براي آنها چاپ كرد ه‌ام.

فكر مي‌كنم حدود دودهه شما به سمت نمايشنامه نرفتيد؟

حدود بيست سال نمايش‌نامه ننوشته‌ام. دو سه سال پيش احساس كردم دلتنگي‌ من براي تئاتر و نوشتن آن قدر شديد شده كه هيچ راهي  جز نوشتن ندارم وحاصل آن دو نمايشنامه به نام‌هاي «نيمكت‌هاي چوبي» و «آذرماه آخر پاييز» و يكي هم به نام «ببر بدجنس» براي كودكان شد.

فكر مي‌كنيد بعد از بيست سال دوباره كار كردن، اين دوري چه تاثيري در نگاه شما به تئاتر و جامعه گذاشته است؟

گذر عمر در قالب دو دهه دستاوردهايي دارد. امروز تجربه زندگي‌ام نسبت به بيست سال گذشته بيشتر است و بخشي از آن تجربه اجتماعي من محسوب مي‌شود و اين در ديدگاه هر آدمي تأثير خودش را مي گذارد و لاجرم در حوزه فرهنگ و هنر.

حقيقت‌اش من هنوز درگير غيبت چند ساله‌ي شما هستم، واقعا علت‌ش چه بود؟

 يك بخش از كناره‌گيري و گريز من رنگ اخلاقي داشت.يعني آن فضايي كه من و امثال من بعد از انقلاب انتظارش را مي‌كشيديم اتفاق نيفتاد.

يعني قبل از انقلاب اخلاق‌گرايي در تئاتر بيشتر بود؟

نه، آن ايام هم مشكلاتي بود. انقلاب شد و من زاهدي مي‌ديدم كه در جامعه تحولي اتفاق افتاده، ولي در من اين تحول اتفاق نيفتاده! حداقل انتظار اين بود كه جامعه تئاتري ما خود نگري كند و ضعف و قوت اخلاقي خود را بشناسد. من شاهد تنگ‌نظري‌هايي بوده‌ام كه با هيچ اصولي در جامعه هنري قابل توجيه نيست!!

نسل شما، الآن نسلي است كه خارج از حوزه تئاتر هستند ولي تئاتر را فراموش نكرده‌اند،اين آدم‌ها در حوزه‌هاي ديگر كار مي‌كنند، چرا در حوزه تئاتر به كار ادامه ندادند، خيلي از اين‌ها مهاجرت نكردند.علت نبود اين افراد را مي‌خواهم بدانم؟

در رابطه با خودم و افرادي كه مي‌شناسم اين طور نبوده است. شايد به ظاهرحضور مستمر نداشته‌اند، اما بي اعتناء به تئاتر و سرنوشت آن نبوده‌اند. اكثركساني كه من مي‌شناسم  اگر سراز جاي ديگري هم درآورده‌اند، باز هم در حوزه ادب و فرهنگ فعاليت داشته‌اند. ‌اما اين‌كه چرا دوستان زيادي كناره گرفتند، دلايل مختلفي را مي‌توان برشمرد. يكي شايد تنگ‌نظري‌هايي باشد كه اين قبيل دوستان آن را بر نمي تابيده‌اند.

منظورتان از تنگ‌نظري‌‌همان چوب لاي چرخ گذاشتن است يا «نبايد زاهدي رشد كند تا ما ديده شويم»؟

اين تنگ‌نظري في‌النفسه از فضاي تئاتر مشهد كه در رابطه با آن صحبت مي‌كنيم، برنخواسته است. اين يك معضل فرهنگي در اين شهراست. هرجمعيتي، قومي، يك ويژگي‌هاي خلقي و فرهنگي دارد كه تبديل به رفتار مي‌شود. من مي‌گويم درست است كه هنرمندان از دل همين جامعه برخاسته‌اند، اما مثل عموم مردم عادي نبايد در سطح نازلي از اخلاق و رفتارباقي بمانند .

پايان و جمع‌بندي گفته‌ها، با توجه به تمام معضلاتي كه به آن‌ها اشاره شد و نشد، راهكار چيست؟ به نظر شما بايد همين طور پيش برويم يا منزوي شويم؟

‌پاسخ روشن و موجزي در اين باره نمي توانم ارايه كنم. اما خواهش من ازهم نسلان خودم، كساني كه به عنوان پيشكسوت تئاتر شناخته مي‌شوند اين است كه پدرانه به جوان‌ ترها نگاه كنند.آن‌ها موظفند به شكوفايي استعدادهاي جوان كمك كنند تا وقتي آنان هم به سن و سال ما رسيدند دل‌هاي مهربان‌شان خال از حسرت و ملال باشد!!

 

نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 10:52 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوازدهم مرداد 1388

نان و نام و دغدغه‌هاي منتقد هنري...

آيا چيزي با عنوان منتقد هنري به گوش‌تان خورده است؟ با نوع فعاليتش آشنا هستيد؟ اصلا درمشهد كساني با نام منتقدان هنري وجود دارند؟اگر هستند كجايند واگر نيستند چرا؟واگر كم كارند براي چي و چرا نمي نويسند؟ آيا بستري وجود ندارد براي انتقال انديشه‌ها و دغدغه‌هايشان ؟ آنان كه هستند و به ظاهر با عنوان منتقد هنري در رشته‌هاي مختلف فعاليت مي‌كنند آيا رسالت خود را به خوبي انجام مي‌دهند و سره را از نا سره جدا و با استدلال بيان مي‌كنند؟ آيا هرچه‌ را مي‌بينند با سلامت فكري و اعتقادي به طوركامل مي‌پردازند و يا بخاطر اعتقاد به ضرب المثل‌هاي معروف كه الآل در جامعه هنري‌مان به شعار تبديل شده اند:«آهسته برو، پيوسته برو» و يا «آهسته برو و آهسته بيا تا گربه شاخت نزنه» سعي‌مي كنند چشم‌هارا به گونه اي ببندند كه به كسب نان‌شان لطمه نخورد؟ آنچه كه در نشست‌هاي هنرمندان با مديران مطرح مي‌شود و نيز نقد‌هايي كه در رسانه‌ها به چاپ رسيده و مي‌رسد آيا ويژگي‌هاي نقد اصولي را داراست؟ آيا نگاه شخصي بيشتر از نگاه تخصصي بر آن حاكم نيست؟دليل كجاست؟آيا درنقدهاي هنري تحليل وضع موجود جاي خود را به ترس و محافظه كاري نداده است؟ دليل اين ترس كجاست؟آيا بخاطراين نيست كه نان منتقدان هنري شهرمان در سيستم برنامه ريز هنري ورآمده است؟ وباز هم دليل كجاست؟آيا بخاطر اين نيست كه ما نقد مستقل نداريم؟ آيا به خاطر اين نيست كه منتقدان هنري‌ ما،هنرمند هم هستند؟آيا شرايط درفعاليت‌هاي هنري‌ما به گونه‌اي است كه هم بتوان هنرمند بود وهم نقد اصولي وبي طرفانه‌اي داشت؟آيا يك منتقد هنرمند اگر خواست نقد اصولي و واقع بينانه‌اي داشته باشد، به شرايط ادامه كارش در هنر زياني وارد نمي‌شود؟ يا اين معضل، محافظه‌كاري را در دل هنرمند منتقد بوجود نمي‌آورد؟محصول اين ترس و محافظه كاري چيست؟ قطع ارتباط كاري و ناني ؟ آيا منتقد بر سر دوراهي قرار نمي‌گيرد وآيا منتقد براي ادامه‌ي دومسيرمتفاوت نان و نام و دغدغه‌هاي كاري كدام را انتخاب مي‌كند؟ آيا اين مسئله شروع يك معظل اساسي در هنر مشهد نيست؟ آيا نبايد از ريشه‌كردن اين فرهنگ جلوگيري كرد؟ اين شرايط وموقعيت را چه كساني درعرصه‌ي هنر اين شهر به وجود آورده اند؟ آيا مشكلات غيرتخصصي و علمي پيش‌روي هنر اين شهرازاين موضوع نشات نمي‌گيرد؟آيا رفع اين معضل كيفيت‌آثارهنري را بالا مي‌برد؟ چرا منتقدان هنري ما يا نقد نمي‌كنند و منزوي شده اند يا اگر هم به نقد آثار هنري و وضعيت موجود هنري مي‌پردازند، واقعيت را فداي مصلحت مي‌كنند؟ آيا نقد به نفع هنرمند نيست؟او از چه مي‌ترسد و نگران است؟از برملاءشدن نقاط ضعف اثرش و يا دانش كمش و يا از اينكه فاش گردد كه هنرمندان ما كمتر به سمت به روز كردن علم هنري‌شان مي‌روند؟   آيا برخي از رسانه‌ها او را بد عادت نكرده اند كه بيشتر از او تبليغ شود تا نقد؟ آيا او فكر مي‌كند اخبار و گزارش‌هاي فعاليت‌هايش بيشتر از نقد‌ها به امرار معاش و زندگي بهتر در آينده به او كمك مي‌كند؟ مديران ما چطور؟ آنها درباره رسانه‌ها چگونه مي‌انديشند؟ آيا مديران ما هم با عكس‌هاي بزرگ و ژست‌هاي  آنچناني‌شان در كنار گفتگوهاي تبليغاتي و آماري‌شان عادت كرده‌اند و واقعا براين تفكرند كه رسالت رسانه‌ها پرداختن به جداول آماري آنهاست؟ آيا به خاطرآنان ازنقد  وضعيت هنري بايد حذر كرد؟ آيا ميز، مديران را از رسالت اصلاح وضعيت موجود دور نكرده است؟ آنچه ما به عنوان عدم نقد پذيري ازآن ياد مي كنيم از كجا نشات گرفته است؟ بهتر نيست كمي به عقب برگرديم كه دراين باره چه كرده ايم؟ اشكال كاركجاست؟ازبي تعريفي  مقوله نقد نيست؟ آيا جدي نگرفتن نقد از نداشتن ديدگاه در اين باره نيست؟ آيا فكر نمي‌كنيم ماهيت نقد برهمه  پوشيده شده  يا به نوعي براساس مصلحت‌ها تغيير كرده است؟ آيا هويت هنري اين شهر برمبناي نقدهاي اساسي و بي چون و‌چراي همين منتقدان شكل نخواهد گرفت؟آيا لازم است براي داشتن نقد پاك، منتقد   وابستگي دور شود تا او به وسيله  پول و رشوه، تخصص و رسالت هنري خود را به ارزاني نفروشد؟ و نكته آخرآيا مديران هنري مشهد نبايد جدي تردر اين مقوله  فكري كنند و مانند همه انجمن‌هايي كه تشكيل داده‌اند تشكلي ويا كانوني را براي منتقدان رشته‌هاي مختلف هنري بوجود بياورند تا منتقدان هنري هم با برنامه ريزي و هم‌چنين باحمايت بيشتري فعاليت خود را انجام دهند و كسي و يا سيستمي هيچ گاه ازموقعيت آنها سوءاستفاده نكند؟

نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 15:46 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و نهم خرداد 1388

گلشن برگزيدگان خود را اعلام كرد

اولين جشنواره نمايشنامه خواني طنز تئاتر گلشن كه از بيست و چهارم تا بيست و هفتم خرداد ماه درموسسه‌ي آگاه فيلم برگزار شد،در طي مراسمي در بيست و هشتم خردادماه در سالن اجتماعات اداره ارشاد مشهدبا حضور هنرمندان و مديران هنري مشهد  برندگان خود را معرفي كرد.

در اين مراسم هيات منتقدان اين جشنواره، اثر برگزده خود را به نمايش «مادام كاميون» به كارگرداني سعيد توكلي اعلام كرد.اعضاي اين هيات شامل سيد جواد اشكذري ،حامد امانپور و دانوش يزدان‌پناه، بهترين اكت خوان را به فرزاد ناسخي براي نمايش «خداحافظ »،بهترين موسيقي را به مهران سليماني براي نمايش «مادام كاميون» ،بهترين بازيگر زن به  ندا كوهي براي نمايش «جعفرخان از فرنگ برگشته»،بهترين بازيگر مرد را به علي اسماعيل زاده براي نمايش «خر تو خر» و بهترين كارگرداني را به سعيد توكلي براي نمايش «مادام كاميون» اختصاص دادند.

هم‌چنين هيات داوري جشنوار نخست گلشن متشكل از رضا حسيني،كيوان صباغ وعلي حاتمي نژاد ، نمايش «جعفر خان از فرنگ برگشته » به كارگرداني فهيمه نوروزي را اثر برگزيده دانست و عنوان بهترين برشور و پوستر را به معين منظري براي نمايش «آقاي ا » وعنوان بهترين موسيقي را به نمايش «خر تو خر»به حميد حاتمي ن‍ژاد اختصاص داد.

در بخش اكت خواني با تقدير از سحر ناصري براي نمايش «خر تو خر» جايزه ويژه اين بخش به اميد مقدس براي نمايش «جعفر خان از نمايش برگشته»رسيد.

هم‌چنين در اين مراسم بعد از تقديراز زهرا شريعتي بازيگر نمايش «خداحافظ» و نرگس نادر زاده بازيگر نمايش« شب هاي آوينيون»، جايزه وي‍‍ژه بخش بازيگري زن را ندا كوهي كسب كرد و در بخش بازيگري مرد نيزعلي اسماعيل زاده و سعيد توكلي به ترتيب براي نمايش‌هاي «خر تو خر» و «مادام كاميون» مورد تقدير قرار گرفتند و جاي‍زه بازيگري مرد برگزيده جشنواره به سعيد ولي زاده تعلق گرفت.

هيات داوران در بخش كارگرداني ،نويد برادران، كارگردان نمايش« شب هاي آوينيون» را مورد تقدير قرارداد و جايزه كارگردان برگزيده را به فهيمه نوروزي براي نمايش «جعفر خان از نمايش برگشته»اختصاص داد.

در اين مراسم محمد كاظم دبيري رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي مشهد و مجيد سيف العلمايي مدير موسسه آگاه فيلم و نيز سروش طاهري دبير جشنواره، دقايقي به ايراد سخن پرداختند و دو كليپ زيبا هم براي حاضرين پخش شد.

نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 13:49 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم خرداد 1388

"دين" روي صحنه ي "اجتماع"...

نگاهي به نمايش «دويدن بر شيب ملايم» اثر علي حاتمي نژاد وحامد امان پور

تئاتر دینی،تنها به قصه های دینی از انبیا و اولیا یا نشان دادن مناسک دینی ختم نمی‏شود. تئاتر دینی، جامع امور بشری است كه هم این جهان و هم آن جهان را شامل می‏شود. بنابراین، موضوع تئاتر دینی، شامل تمام  امور انسانی است. از واقعیات زندگی و جامعه که در پرتو آن تعالی می‏یابد تا همه امور و موجودات. در اين زمينه آثاري موفق‏ترند كه نگاه ديني اما بومي و به روز مدرني به مباحث جامعه داشته باشند. اما قبل از هر چيز بايد ديد، نگاه جامعه‌شناسانه به دین چه تاثیری بر گسترش روحیه‌ی انساني در جامعه‌ی ما دارد؟ به نظر می‌رسد برای پاسخ به این پرسش نخست باید توضیح داد که بینش جامعه‌شناختی یا آن‌چه با تعبیر «نگاه جامعه‌شناسانه» از آن یاد کرده‌اند ‌چیست؟ به علاوه باید نشان داد که از زاویه‌ی این « بینش»، دین چگونه دیده می‌شود؟ آيا بینش جامعه‌شناختي، دین را مانند پدیده‌ای چون سایر پدیده‌های اجتماعی می‌بیند؟ پاسخ، بر حسب آن بینش، سخت آغشته به زمان و مکان، یعنی جامعه در بستر تاریخی آن است. بینش جامعه‌شناختی به ما کمک می‌کند پشت صحنه‌ی هر آن‌چه را كه گروه‌های انسانی مقدس قلمداد می‌کنند، ببینیم. به ما اجازه می‌دهد چیزهایی را که به دلیل مقدس بودن‌شان ازلی و ابدی قلمداد می‌شوند را در بستر تحولات اجتماعی بنگریم. مجال می‌دهد تا آن باورها و رفتارها و ملازمات نهادی‌شان را که اموری اصیل و عاری از محدودیت‌های بشری تصور می‌شود، همراه با لباس‌هایی که جامعه بر تن آن‌ها کرده است، مشاهده کنیم. اگر جامعه‌شناسی تعدد و تنوع باورها و رفتارهای دینی را عیان می‌کند، بینش جامعه‌شناختی بنیان اجتماعی همه‌ی آن تنوعات را آشکار می‌کند. به عبارت دیگر، بینش جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که باورها و رفتارهای دینی در ظرف تحقق اجتماعی‌شان‌، از حیث اجتماعی بودن با یکدیگر تفاوتی ندارند و ادعای تقدس و اصالت قائل شدن برای باورها و رفتارهای دینی مختلف را در صورت اجتماعی آن، نمی‌توان با انتساب به امور ماورای بشری، بر یکدیگر ترجیح داد.

موضوع مهم ارائه نگاه و بينش اجتماعي است به دين كه در اغلب نمايش هاي ديني حلقه اي مفقود شده است. به بهانه اجراي نمايش «دويدن بر شيب ملايم » مطرح كرديم كه به تازگي درتماشاخانه اشراق حوزه هنري مشهد به روي صحنه رفت و به نوعي اولين اجراي عمومي تئاتر در مشهد را رقم زد. اين نمايش به نويسندگي و كارگرداني مشترك علي حاتمي نژاد و حامد امان پور و با نگاهي اجتماعي به چند انسان سرگشته به عنوان زائر مي پردازد كه هر يك در موقعيتي قرار دارند كه در شرايط خاص اجتماعي به هم رسيده اند. نمايش با سرلوحه قرار دادن ارتباط اجتماعي كاراكترهاي نمايش و پيوند عاطفي ودرگيري آنها به مقوله عكس، يعني عكس راديولوژ‍ي و عكس حرم و بارگاه در مشهد سعي دارد راوي رفتارها و باورهاي انسان‏هايي باشد كه درشرايط سخت از خود بروز مي‏دهند نويسندگان بيشترسعي دارند كه در«دويدن بر شيب ملايم » به شناساندن آدم هاي خود در موقعيتي چون مشهد به پردازند و آنچه در اين اثربيشتر به آن توجه مي كنند ساختار روايتگري آن است  واين موضوع تا حدي سبب مي‏شود تا آدم‏هاي بر روي صحنه نگاتيوي و سطحي معرفي گردند و كمتر در مسير داستان و ساختار دراماتيك نمايش قرار گيرند. شايد تعدد بسيار كاراكترهاي نمايش و تفاوت شرايط آنها كه تنها ارتباط شان موقعيت مكاني است كه در آن قرار دارند دليل اين ادعا باشد كه به طور حتم در ارئه انديشه ها و تفكر حاكم بر نمايش به طور پيچيده بي تاثير نبوده است. از دلايل ديگري كه در پيچيده‏گي داستان موثر واقع مي شود تعليقي است كه از ابتدا تا انتها در خصوص شناخت كاراكترها بوجود مي‏آيد. هرچند اين تعليق در برخي از مواقع در جذابيت اثر كمك مي‏كند (به خصوص در داستان و ارتباطي كه ميان دو شخصيت اكرم رستگار و مهندس انوش حداد وجود دارد) اما در همان نكته كه گفتيم، يعني پيچيدگي داستان تاثير مي‏گذارد. نكته ديگر وجود شخصيتي چون ابراهيم سياح، به‏وجود آورنده عكس حرم و بارگاه در نمايش است.حضور اين شخصيت  كه كاراكتر جذابي است و به بومي بودن اثر كمك شاياني مي كند، به تنهايي مبحث حرم و حضور امام رضا (ع) را مطرح مي‏كند و نيازي نيست كه وا‍ژه‏هايي چون امام هشتم و آقا زياد استفاده گردد .چون علي رغم اينكه محتواي ودرون مايه‏ي اصلي نمايشنامه به سمت شعار و كليشه نرفته است، به‏كارگيري اين گونه وا‍‍‍ژه‏ها به خصوص از زبان ابراهيم و مراد به روح انساني حاكم بر نمايش تا حدي لطمه مي‏زند. نويسندگان اين نمايشنامه همين كه از بعد اجتماعي نگاه به دين كرده‏اند، جسارت به خرج داده‏اند. برخي از ضعف‏هايي كه در بحث درام نمايش در اين نوشتار به آن اشاره شد، به وضعيت نمايشنامه‏نويسي ديني در كل كشور هم برمي‏گردد. وضعیت موجود بیانگر این واقعیت است كه مهم‏ترین آسیب جدی كه حوزه تئاتر دینی با ان روبرو ست، ضعف درعرصه ي نگارش وتولید نمایشنامه‏های خوش ساخت و تکنیکی است. بنابراين ضعف نگارش به عنوان جدی‏ترین آسیب حوزه تئاتر دینی سبب ضعف در دیگر زمينه‏هايي چون کارگردانی، بازیگری و... شده است.

به هر حال نمايش «دويدن در شيب ملايم» ازنظر شيوه اجرايي تا حدودي توانسته خلا نوشتاري و عدم شخصيت‏پردازي (كه كمتر به پيشينه شخصيت‏ها مي‏پردازد) را پر كند. طرح ميزان سن‏ها و شكل اجرايي نمايش در خدمت مسير حرف و حديث‏هاي متن مي‌باشد و در راستاي باورهاي حاكم بر تفكر اثر حركت مي‌نمايد.

ازصحنه‏هاي ماندگار نمايش كه به مؤلفه‏هاي تئاتر نزديك مي‏شد، مي‏توان به فلاش‏بك‏هاي  فعاليت ابراهيم در سينما ماياك و پرداختن به كودكي ‌او در عكاس‏خانه‏اش در اطراف حرم اشاره كرد. به نظر مي‏رسد طراحي ميزان سن‌ها بر اساس تعليق‏هايي مي‏باشد كه از ارتباط آدم ها د رنمايش به‏وجود آمده است كه از اين نظر دو كارگردان جوان و با آتيه مشهدي موفق عمل كرده اند. اما آنچه عامل جذابيت نمايش ( ريتم در نمايش) را برهم مي‏ زند منولوگ‏هاي طولاني مي‏باشد كه علي رغم تمام بار تاثيرگذاري‏اش نبض ريتمي نمايش را كند مي‏كند. نكات مورد بحث و بررسي در اين نمايش بسيار زياد است كه در محدوده‏ي نوشتاري ما نمي‏گنجد اما در نهايت جا  دارد به عنصر طراحي صحنه آن اشاره كرد كه هرچند كاربردي نبوده اما بطور نمادين بسيار بر مخاطب تاثير مي‏گذارد. عكس‏هاي قلب كودكي به صورت زنجيره‏هايي كه به خوبي ضريح حرم را در ذهن تداعي مي‏كند.

اين نمايش كه به عنوان يكي ازآثار موفق واحد نمايش حوزه هنري خراسان رضوي در جشنواره پنجم تئاتر ماه حضور داشت و موفق به كسب دو عنوان ارزشمند بازيگري مرد شد، بهانه‏اي بود كه تئاتر ديني را از دريچه چشم ريزبين اجتماع نظر كنيم.

نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 15:22 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388

 داوود رشیدی در جشن تئاتر مشهد:

تئاتر همیشه مظلوم است

 جشن روز جهانی  تئاتر با عنوان جشن اردیبهشت تئاتر در شامگاه چهاردهم اردیبهشت  ماه سال جاری در مجتمع فرهنگی هنری شهید هاشمی نژاد مشهد در حالی  برگزار شد که مدیران و هنرمندانی چون حسین پارسایی  مدیر کل  ادارهنر های نمایشی  کشور ، داوود رشیدی و مریم معترف از بازیگران و کارگردانان تئاتر کشور حضور داشتند.

در ابتدا رئیس انجمن هنرهای نمایش خراسان رضوی نیز در این مراسم گفت: در سال گذشته شاهد بیشترین حضور خراسان رضوی بعد از تهران در عرصه جشنواره بین المللی تئاتر فجر بوده ایم..

محمد مهدی خاتمی به روز جهانی تئاتر و جشن شکوفایی خراسان اشاره کرد و افزود: جشن شکوفایی خراسان به علت موفقیت های چشم گیر خراسان درعرصه تئاتر و رده های مختلف این هنر است که دستیابی به این موفقیت مرهون زحمات سالیانه و حاصل هم دلی و تلاش های مدیریت دولتی است.

در ادامه مدیرکل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی یپام محمد‌حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي پیرامون دومين دوره جشن‌هاي سالانه ارديبهشت تئاتر ايران قرائت کرد:

تئاتر در جايگاه متعالي خود تمثيل چراغ و آينه است، مظهر نور، روشنايي و تجلي‌بخش حقيقت است، به عبارتي تئاتر جام جهان‌بين وجود است كه به حكمت خود ما را به مكاشفه‌اي عميق مي‌كشاند تا حقيقت جهان زيباتر فهميده شود. تئاتر روياسازي خودآگاه است كه مي تواند با استفاده از موهبت هم‌نفسي با تماشاگران و آميختگي عقل و عشق ما را به پرواز برساند، پس غايت آن براي رسيدن به بصيرت است، چشم‌ها در تئاتر به مثابه دريچه‌هايي هستند كه ذهن وا حساس را بر بستر تخيل و تعقل به فهم و ادراك رهنمون مي‌سازد. 
وي در اين پيام مي‌افزايد: هر شب، هرجا كه چراغ صحنه‌هاي تئاتر روشن باشد، همان جا جشن تئاتر است و بر آنيم تا اين چراغ تابناك در برابر آينه حقيقت‌جو و فرهنگ‌ دوست اين مرز و بوم همچنان پرفروغ و پرتو افشان باشد. 

 داوود رشیدی که از میهمانان ویژه جشن بود ، تئاتر را از هنرهای همیشه مظلوم دانست و گفت: باید به تئاتر نسبت به هنر های دیگر اهمیت بیشتری داده شود و به همین دلیل جای معاونت نمایش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  بسیار خالی است.

این بازیگر تئاتر و سینمای کشور افزود:شخصیت های تئاتری پس از شهرت کمتر در شهرستان خود می مانند که این امر می تواندموجب افتخار شهرستان ها باشد و به  استحکام تئاتر کمک به سزایی کند.

کمال الدین غراب که از کارگردانان مورد تجلیل جشن بود در این مراسم گفت: متاسفانه هیچ گاه افراد صاحب نظر، فنی و اندیشمند جهت نوشتن نمایش نامه اقدام نمی کنند و ادبیات دراماتیک و نمایش نویسی همیشه به عهده خود هنرمندان این عرصه بوده است.

وی ضمن اشاره به جایگاه ویژه شعر و ادب فارسی در بین جهانیان و ایرانیان خاطر نشان کرد: در همه جای دنیا ایرانی را به خاطر داشتن شعر و شاعری می شناسند و در ایران هر فیلسوف، اندیشمند یا جامعه شناس قصد بیان حقیقت یا مطلبی را دارد با بیان شعر نسبت به فعالیت خود اقدام می کند این در حالی است که افراد مختلف با تئاتر بهتر می توانند فعالیت های خود را به عرصه ظهور برسانند.

وی افزود: امیدواریم در دانشگاه ادبیات به رشته ادبیات دراماتیک بیشتر پرداخته و اهمیت داده شود تا اندیشمندان و صاحب نظران در این عرصه بتوانند موجب گسترش و توسعه تئاتر شود.

در پایان مراسم از مدیران ارشد استانی، روسای ادرات افرهنگ و ارشاد، کارگردانان، بازیگران، طراحان صحنه و لباس و نمایش نویسان و گروههای تئاتر برتر استان تقدیر به عمل آمد.

در حاشیه:

- مدیر کل هنرهای نمایشی کشور تمام سخنرانی اش را در یک جمله کوتاه مبارک باشد خلاصه کرد.

-  در این جشن برخلاف سال گذشته از بولتن خبری نبود.

- طولانی شدن زمان مراسم  سبب شد بسیاری از مدیران و هنرمندان آن را ترک کنند.

- بسیاری از هنرمندان از نوشابه بازکردن ها برخی در مراسم بسیار ناراحت بودند.

- برخی از هنرمندان در فضای بیرونی مجتمع شهیدهاشمی نژاد به بررسی سال 88 به عنوان سال شکوفایی تئاتر 88 پرداختند.

- امسال هیچ جایگاه و ارزشی  برای خبرنگاران و عکاسان  مطبوعات نه در بالای صحنه و نه در پایین صحنه  و جود نداشت.

- در بولتن تصویری از کوچک ترین فعالیت های تئاتر انجمن نمایش و اداره ارشاد به طور مفصل یاد کرده بود که بودجه سال گذشته اش برای تئاتر 9 میلیون تومان بوده است اما هیچ یادی از فعالیت های گسترده شهرداری که نزدیک  به  صد میلیون درسال گذشته به تئاتر مشهد کمک کرده  و یا حوزه هنری خراسان که تمام  فعالیت های آموزشی  مشهد را در سال گذشته بر دوش داشته است و اساتید بسیاری را نیز دعوت کرده بود یادی نشد و نامی ذکر نگردید و برای همین بسیاری این مراسم را جشن تئاتر ارشاد دانستند.

- یکی از مدیران ارشاد در حاشیه مراسم اذهان داشت که شهرداری مشهد با توجه به کمک های بسیاری که به تئاتر مشهد  داشته و دارد، حق داشته که بیست دقیفه از این برنامه را به فعالیت های ارزنده شهرداری اختصاص بدهند که امکان دارد این قضیه به قهر این نهاد مردمی از تئاتر مشهد منجر شود.

نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 11:29 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388

خبرنگاران تيزبين و مشكلات هنرمندان

گزارشی ازمراسم پایانی جشنواره «هنر در آيينه مطبوعات»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید جواد اشکذری در 17:12 |  لینک ثابت   • 
 
Free counter and web stats